Font Size

SCREEN

Profile

Layout

Direction

Menu Style

Cpanel

معرفی

خرید پرسشنامه، دانلود پرسشنامه، تدوین مقاله روانشناسی، پایان نامه روانشناسی ، پرسشنامه رایگان روانشناسی، تحلیل آماری، تدوین کتاب با قیمتی ارزان

خدمات آمارکده

پایان نامه ، مقاله ، تحلیل آماری ، ساخت و فروش پرسشنامه ، نشر کتاب ، ترجمه ، صفحه آرایی و ویرایش پایان نامه و ...

راه های تماس با آمار کده

تلفن تماس: 09364126317

ایمیل

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

آموزش نوشتن فصل سوم پایان نامه

1-3- مقدمه

شيوه‏هاي كلي بررسي در اين پژوهش، شيوه‏اي انسان شناسانه و مبتني بر روش‏هاي ژرفانگر است؛ لذا گردآوري داده‌ها در چنین پژوهشی مستلزم حضور در میدان تحقیق و تماس با جامعه مورد بررسي، توصيف، گردآوري و ثبت اطلاعات از خلال چارچوب‌هاي ذهني اين گروه هاي قومي بوده است. در اين روش براي گردآوري داده‏ها از چندين تكنيك هاي مرسوم در روش تحقيق كيفي، نظير مطالعه‏ اسنادي، مشاهده و انواع مصاحبه هاي باز، عميق و نيز مصاحبه هاي نيمه ساخت يافته و روايي- اپيزوديك و همچنين مصاحبه هاي گروهي استفاده شده است.

در تحقيق حاضر روش ها و تكنيك هاي متعددي براي گردآوري و تحليل داده ها به كار گرفته شده و در اين زمينه تصميم گيري راجع به كاربرد يك روش خاص با توجه به موضوع، پرسش هاي تحقيق، افراد مورد مطالعه، و گزاره هايي كه به دنبال آن هستيم، صورت گرفته است. بخش عمده اطلاعات اين پژوهش را داده هاي شفاهي تشكيل مي دهد كه گردآوري اين دسته از داده ها يكي از اصلي ترين رويكردهاي روش شناختي در تحقيق كيفي مي باشد. البته اين به آن معنا نيست كه روش هاي كمي تحقيق را به طور كامل كنار گذاشته ايم. هر مطالعه اي ممكن است در مراحل مختلف فرايند تحقيق از رويكردهاي كمي و كيفي بهره بگيرد. در اين حوزه طي سال هاي اخير آثار بسياري را مي توان يافت كه به رابطه، تفاوت يا تلفيق تحقيق كمي و كيفي پرداخته اند. پژوهش حاضر نيز در حالي كه روش كيفي را به عنوان روش تحقيق غالب هم در زمينه جمع آوري اطلاعات و هم در زمينه تحليل داده ها برگزيده است؛ با بهره گيري از اصل "چند بعدي كردن"، جهت تكميل اطلاعات، روش هاي كمي را نيز در مراحل مختلف كار تحقيق مورد استفاده قرار داده است.

در اين جا منظور از چند بعدي كردن تلفيق چندين روش كيفي با يكديگر و همچنين به معناي تلفيق روش هاي كيفي و كمي مي باشد. در اين حالت ديدگاه هاي روش شناختي ممكن است يكديگر را در مطالعه موضوع كامل كنند، به اين معنا كه نقاط كور و ضعف هم ديگر را پوشش مي دهند. در پس اين موضوع بصيرتي است كه به تدريج جاي خود را پيدا مي كند و آن اين كه " روش هاي كيفي و كمي را بايد اردوگاه هاي مكمل يكديگر دانست، نه رقيب" (فليك، 1388: 41، به نقل از Jick,1983) اما بايد توجه داشت كه اگر چه روش هاي متفاوت دوشادوش يكديگر قرار مي گيرند اما با اين حال مستقل از هم باقي مي مانند و نقطه تلاقي شان همان موضوع مورد مطالعه است.

در اين زمينه مي توان به روشي كه شوفرگر و كاردوف(2004) در تحقيق خود به كار برده اند اشاره نمود. آن ها تحقيقي را تحت عنوان " مشكلات و دستاوردهاي بستگان بيماران سرطاني" انجام داده اند كه در آن چالش ها و دستاوردهاي بستگان بيماران سرطاني را از طريق تلفيقي از دو موج پيمايش با استفاده از پرسشنامه و تعدادي مطالعه موردي مورد مطالعه قرار داده اند. اين مطالعه را مي توان نمونه اي از تلفيق و تركيب روش ها و داده هاي كيفي و كمي به حساب آورد كه در آن هر دو رهيافت به دنبال يكديگر و بر اساس منطق مستقل خودشان به كار گرفته شده اند. آن ها ابعاد گوناگوني به يافته ها مي بخشند. متاسفانه نويسندگان به اين نكته اشاره نمي كنند كه كدام يك از يافته هاي پرسشنامه اي به درك و فهم يك مورد منفرد كمك كرده يا اهميت يافته هاي كمي براي نتايج كيفي چه بوده است ( همان: 42).

به اين ترتيب نگارنده هر دو روش كمي و كيفي را براي جمع آوري و تحليل داده ها به كار برده است؛ اما چنانچه گذشت تاكيد بيشتر بر روش كيفي است. از آن جايي كه ويژگي اين نوع پژوهش (پژوهش كيفي) استفاده از انواع تكنيك ها و داده ها از مصاحبه و مشاهده تا اسناد و ساير شكل هاي عمل است؛ لذا پژوهش حاضر نيز روش هاي مختلفي را براي دستيابي به اهداف خود آزموده است كه در ذيل شرح آن‏ها مي‏رود. اما پيش از آن به معرفي جامعه آماري و روش نمونه گيري مي پردازيم.

2-3- جامعه مورد بررسی

جامعه مورد مطالعه در این پژوهش را زنان ایرانی، عرب و افغان در محدوده سنی 30 تا 50 سال ساکن محله دولت آباد شهرری تشکیل می دهند که در تحقیق مورد مصاحبه قرار گرفتند. نمونه اطلاع رسان ها در هر سه گروه بر زنانی که نسبتا در شرایط مالی و وضع زندگی قابل مقایسه ای زندگی می کردند، تمرکز دارد. این نمونه شامل زنانی می شود که در محدوده سنی معین، دارای سطح تحصیلات و موقعیت شغلی نسبتا مشابهی بودند.همچنین جز یک مورد آن ها سایر مصاحبه شوندگان، همگی متاهل و دارای فرزند هستند. در مجموع می توان دلایل انتخاب این جامعه آماری را به قرار زیر طبقه بندی نمود.

اول: در این پژوهش، دلیل انتخاب گروه زنان به عنوان جامعه مورد مطالعه، این بود که آن ها نقش مهمی در ارتباط با مباحث مربوط به بهداشت، سلامت و بیماری در خانواده ها دارند، و از این رو درک و تفسیر آن ها از سلامت و بیماری بسیار مهم بوده و تصمیم گیری ها و کنش های آن ها را در این رابطه تحت تاثیر قرار می دهد.

دوم: محدوده سنی 30 تا 50 سال در این پژوهش به شکل هدفمند انتخاب شده است زیرا بر اساس داده ها و اطلاعات جمعیت شناختی، این محدوده سنی معادل دوره میانسالی است و به نظر می رسد که در این دوره سبک زندگی و انتخاب های افراد شکل گرفته باشد.

سوم: گروه مورد مطالعه در این پژوهش را دو گروه مهاجر و یک گروه بومی تشکیل می دهند. انتخاب این گروه ها این امکان را برای ما فراهم می کند که به مقایسه دیدگاه های آن ها بپردازیم و عوامل اجتماعی- فرهنگی موثر بر درک و برداشت افراد از سلامت و بیماری را بیشتر درک کنیم. ما انتظار داشتیم که مقایسه این سه گروه این امکان را به ما بدهد که چه شباهت ها و تفاوت هایی در مورد باورها و مفهوم سلامت بین آن ها وجود دارد. همچنین قصد داشتیم دریابیم که چگونه زمینه های اجتماعی و فرهنگی مختلف به برداشت ها و برخوردهای متفاوت با موضوع سلامت در زندگی روزمره منجر می شود.

3-3- شيوه جذب نمونه مورد مطالعه

در پژوهش حاضر نمونه گيری بر پايه معيارهای معمول روش های آماري نمونه گيري قرار ندارد، بلكه افراد و گروه ها بر اساس معيارهاي نظري و ميزان روشنايي بخشي احتمالي شان براي نظريه تحقيق، انتخاب شده اند.

اصل اساسي نمونه گيري نظري عبارت است از انتخاب موارد يا گروه هايي از موارد بر اساس محتوايشان و نه با استفاده از معيارهاي انتزاعی روش شناختي. در اين روش نمونه گيري بر مبناي مرتبط بودن با موارد تحقيق انجام مي گيرد نه نمايا بودنشان (همان: 141).

ساختار نمونه در اين جا بر اساس اصول نمونه گيري نظري كه عمدتا مبتني بر استراتژي نمونه گيري تدريجي است، پيش از گردآوري و تحليل داده ها تعريف نشده است، بلكه نمونه قدم به قدم و در حين جمع آوري داده ها و تحليل آن ها گردآوري شده، و آن را با افزودن ابعاد جديدي يا حذف وجوه يا ميدان هاي خاصي تكميل كرده ايم. به اين ترتيب تصميم گيري درباره انتخاب و در كنار هم قرار داده اطلاعات تجربي طي فرآيند گردآوري و تفسير داده ها انجام گرفته است.

خانم مورس چند معيار عام براي "منابع اطلاعاتي خوب" تعريف كرده است كه رساله حاضر اين معيارها را در انتخاب نمونه مورد توجه قرار گرفته است. اين معيارها عبارتند از اينكه: "آن ها بايد واجد دانش و تجربه لازم درباره موضوع مورد بررسي باشند تا بتوانند در مصاحبه به پرسش ها پاسخ دهند، يا در مشاهده كنش هاي مورد نظر را ايفا كنند. بايد توانايي تامل و مفصل بندي، زمان براي پاسخ دادن به پرسش ها، و آمادگي براي مشاركت در مطالعه را داشته باشند"(همان: 144).

اما همچنین از آن جا که جامعه مورد مطالعه در اين پژوهش را زنان ايراني، عرب و افغان تشکیل می دهند، و با توجه به وجود مشکلات و دشواري‌هاي موجود در دسترسي به زنان در گروه هاي مورد مطالعه و ايجاد رابطه و نفوذ در ميان آنان به مثابه يک محقق که بيش از همه در قالب عنصري" بيروني" و بويژه با عنصر تمايز بخش قوميت ايراني در برابر قوميت افغاني و عرب تعريف و شناسايي مي‌شود ، نمونه گيري گلوله برفي بهترين راه براي دسترسي به جمعي از زنان مهاجر عرب و افغان تشخيص داده شد.

نمونه گيري گلوله برفي يكي از انواع نمونه گيري هاي غير احتمالي است و زماني مطلوب است كه يافتن محل اعضاي يك جمعيت ويژه همچون افراد بي خانمان، كارگران مهاجر، مهاجران غير قانوني، دشوار باشد. در اين روش محل معدودي از جمعيت هدف را پيدا مي كنيم و سپس از آنان مي خواهيم كه اگر اطلاعات لازم را درباره محل اعضاي ديگر آن جمعيت دارند در اختيار ما قرار دهند. لذا اين روش به فرايند جمع آوري اطلاعات اطلاق مي شود كه طي آن با يافتن يك آزمودني، او آزمودني هاي ديگر را به ما معرفي مي كند ( ببي، جلد اول، 1381: 406).

در مجموع در اين پژوهش 47 مصاحبه عميق با سوالات باز و نيمه ساختاريافته انجام شده كه به طور ميانگين مدت زمان هر مصاحبه 55 دقيقه بوده است. از اين تعداد 15 مصاحبه آن با زنان افغان، 18 مصاحبه با زنان عرب و 14 مصاحبه با زنان ايراني بوده است.


4-3- روش هاي گردآوري داده

به طور کلی داده های این پژوهش به دو شیوه اسنادی و میدانی جمع آوری شده اند که ادامه به شرح مختصر هر یک از آن ها می پردازیم:

1-4-3- روش اسنادي

روش اسنادی یکی از روش هایی است که جهت گردآوری بخشی از داده ها در اين پژوهش استفاده شده است. مطالعات اسنادی در آغاز كار،امكان تعريف مسأله و آشنايي نسبي با جامعه‏ي مورد مطالعه را به وجود آورد.

در این پژوهش براي گرد‏آوري اطلاعات در مورد مشخصات میدان مورد مطالعه، از قبيل موقعيت جغرافيايي، تاريخچه رسمي و برخي اطلاعات جمعيتي روش اسنادي به کار رفته است. به علاوه در بخش نظري اين پژوهش نیز، جهت تعريف مفاهيم و نيز پيشينه‏ تحقيق، كتب، مقالات و رساله‏هاي موجود در اين زمينه مورد استفاده قرار گرفته است. به طور عمومي منابع مورد استفاده در اين بخش در دو موضوع کلي قابل طبقه‌بندي است : 1) جامعه شناسي و انسان شناسی پزشکی، 2)روان‌شناسي سلامت. اين منابع شامل کتب و مقالات مرتبط فارسي و غير فارسي در حوزه‌هاي انسان شناسي، جامعه شناسي، روان‌شناسي اجتماعي و روانشناسی سلامت می باشد.

در يك تقسيم‏بندي كلي اسناد استفاده شده، به نسبت موضوع در تمام فصول مورد استفاده قرار گرفته اند. در فصل آخر نيز كه قسمت عمده آن مربوط به يافته‏هاي میدانی نگارنده است، به دليل منفك نبودنش از فصل مطالعات اسنادي و تلفيق شدن با آن، مطالب بر گرفته شده از منابع بررسي شده در آن قابل مشاهده است.

كتب استفاده شده در كتابخانه‏هاي مركزي دانشگاه تهران، كتابخانه دانشكده‏ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران، سازمان اسناد و كتابخانه‏ي ملي ايران و كتابخانه مركزي سازمان مديريت و برنامه‏ريزي كشور قرار گرفته است. مقالات استفاده شده نيز از طريق نشريات موجود در كتابخانه‏ي ملي ايران و همچنين كتابخانه دانشكده‏ي علوم اجتماعي دانشگاه تهران در دسترس قرار گرفته‏اند. مقالات لاتین نیز در این پژوهش عمدتا از نشریات الکترونیکی Jstor و Sage اخذ شده است.

2-4-3- روش میدانی

چنانچه پیش از این نیز به آن اشاره شد، تحقیق حاضر، پژوهشی انسان شناختی و میدانی است، لذا بیشتر داده های آن به شیوه میدانی و از طریق تکنیک های مختلف این روش جمع آوری شده اند. در ادامه به معرفی این تکنیک ها و نحوه استفاده از آن در این پژوهش اشاره می کنیم:

1-2-4-3- مشاهده

مشاهده همراه يا بدون مشاركت در تحقيق كيفي سابقه اي طولاني دارد و در زمان حاضر نيز زير بيرق قوم نگاري جايگاه و نفوذ تازه اي در تحقيقات كيفي به دست آورده است. رساله حاضر نيز علاوه بر قابليت گفت و شنود كه در مصاحبه به كار مي رود، مشاهده را هم به شكل روشي سيستماتيزه در پژوهش كيفي خود براي جمع آوري اطلاعات به كار گرفته است. اما لازم به ذكر مي باشد كه بر حسب موضوع و پرسش هاي تحقيق، عمدتا گزاره هاي اين پژوهش را داده هاي شفاهي تشكيل مي دادند كه مرتبط با تجربيات و دانش شخصي افراد بود؛ بنابراين مشاهده در اين تحقيق به شكل مشاهده بدون مشاركت بوده است كه در طي آن مداخله اي در ميدان تحقيق صورت نگرفته است.

به طور كلي در اين پژوهش سعي بر آن بوده تا موقعيت مشاهده را محدود كرده تا موضوع مورد مطالعه حقيقتا قابل مشاهده باشد. دراين زمينه مواردي همچون فضا ومكان فيزيكي، وضعيت ظاهري كنشگر ، فعاليت ها و مجموعه اي از اعمال مرتبط با يكديگر در زمينه مورد مطالعه، اشيا و پديده هاي فيزيكي كه در ميدان و محل مصاحبه حضور دارند، عمل و كنش افراد و نيزعواطف و احساساتي كه حس يا بيان مي شود، مورد مشاهده دقيق قرار گرفته اند.

2-2-4-3- مصاحبه اپيزوديك

مصاحبه اپيزوديك در واقع يكي از مهم ترين شيوه هاي به كار گرفته شده در اين تحقيق است و داده ها با استفاده از اين روش به عنوان روشي خاص براي مطالعه دانش روزمره، جمع آوري شده اند. اين روش را اووه فليك[1] به عنوان روشي كه مي توان از طريق آن هم به تجربيات و هم به دانش معنا شناختي افراد دست پيدا كرد، پيشنهاد مي كند.

بر اين اساس مبناي نظري كه از مطالعات اپيزوديك سود مي برند " برساخت اجتماعي واقعيت در خلال بازگو كردن تجربيات" است. اين روش براي مطالعه "بازنمايي اجتماعي"[2] طراحي شده است. از اين رو پرسش هاي تحقيق در اين رويكرد بر تفاوت هاي تجربيات و دانش روزمره گروه هاي مختلف متمركز بوده و هدف نمونه گيري در اين رويكرد مقايسه گروه هاي خاص است ( فليك، 1388: 201).

در مصاحبه اپيزوديك فرض مي شود كه تجربيات فرد مورد بررسي در يك حوزه مشخص در غالب دانشي معنا شناختي و روايي– اپيزوديك ذخيره و به هنگام لزوم يادآوري مي شود. در حالي كه سازمان و ترتيب دانش اپيزوديك به تجربيات نزديك تر است و به مقتضيات و موقعيت هاي انضمامي پيوند خورده است، دانش معناشناختي بر مفروضات و معاني مبتني است و منتزع و تعميم يافته از آن هاست. روند موقعيت در بستر خود، آن واحد اصلي است كه دانش معناشناختي حول آن سازمان مي يابد. اما در دانش روايي- اپيزوديك مفاهيم و روابط آن ها با يكديگر واحد اصلي را تشكيل مي دهند. بر اساس اين روش، دانش روايي- اپيزوديك با استفاده از روايت ها و دانش معناشناختي از طريق سوال هايي كه به امور انضمامي مي پردازند، حاصل مي آيند (همان: 202).

اطلاعاتي كه از مصاحبه اپيزويك به دست مي آيد به شكل روايت است و نسبت به ساير شكل هاي ارائه اطلاعات به تجربيات و بستر مولدشان نزديك تر مي باشد. اين روش بيش از رويكردهاي ديگري كه بر مفاهيم انتزاعي و پاسخ به معناي دقيق كلمه متمركزند، دسترسي به فرآيند برساخت واقعيت ها را تسهيل مي كند. مصاحبه اپيزوديك قصد ندارد به شكل تصنعي به تجربيات به مثابه يك " كل قابل روايت" سبك و شكل ببخشد. بلكه از شكل هاي تجربي دانش اپيزوديك وابسته به موقعيت آغاز مي كند. در اين مصاحبه به موقعيت ها يا اپيزودها كه تجربه مصاحبه شونده در چارچوب آن رخ داده است و به نظر مي رسد كه به پرسش تحقيق مربوط مي شوند، توجه ويژه اي نشان داده مي شود. مصاحبه اپيزوديك در برخي از حوزه ها بازنمايي تجربيات را تسهيل مي كند و در عين حال تضمين مي كند كه آن موقعيت ها به شكل دقيق و همراه با جزييات بازگو شوند. در نتيجه شامل تركيبي از روايت هاست كه بستر موقعيت ها را مورد توجه قرار مي دهد (همان: 203).

روايت هايي كه با اين روش از مصاحبه شوندگان به دست مي آيد حكم داده هايي را دارند كه مي توان از آن ها به عنوان جايگزين مصاحبه هاي نيمه ساختاريافته استفاده كرد. در نتيجه روايت ها اين امكان را به ما داد تا به شكل جامع به جهان تجربيات مصاحبه شوندگان نزديك شويم.

در پژوهش حاضر اين روش به اين صورت به كار گرفته شده است كه در ابتدا به منظور آشنايي مصاحبه شونده با اين نوع مصاحبه، اصول اساسي آن براي او تشريح شد. سپس سوالاتي كه به تعاريف شخصي فرد مصاحبه شونده مي پردازند، و تعاريف عيني موضوعات تحت مطالعه، كهروابط بين مفاهيم به كار رفته توسط مصاحبه شونده را معين مي كنند مورد پرسش قرار گرفت (پرسش شماره 1). علاوه بر اين درباره روابط انتزاعي تر و عمومي تر هم سوالاتي مطرح شد که در آن بیش از هر چیز سوال این بود که افراد مورد مطالعه به طور کلی چه کسی را مسئول سلامتی می دانند؟ ( پرسش شماره 2) پاسخ هاي اين بخش شبكه معاني مصاحبه شوندگان را در ارتباط با موضوعي مانند سلامت نشان داد. به عبارت ديگر اين مجموعه سوالات مي تواند به ارزيابي اجزاء معناشناختي دانش روزمره بپردازد. در طي مصاحبه و در اصلي ترين بخش آن درباره روايت به دفعات از مصاحبه شونده خواسته شد تا وضعيت مواجهه با بيماري را روايت كند. در اين بخش شرايطي در ارتباط با زندگي روزمره واقعي يا در ارتباط با گذشته مصاحبه شونده پرسيده شد ( پرسش شماره 3).

1) سلامت براي شما چه معنايي دارد و شما چه برداشتي از آن داريد؟ وقتي نام بيماري را مي شنويد به ياد چه چيزي مي افتيد؟ به نظر شما چه چيزهايي با واژه سلامت همراه است؟

2) به نظر شما چه كسي بايد مسئول سلامت شما باشد؟ و چه كسي توانايي دارد كه اين مسئوليت را بپذيرد؟

3) ممكن است لطفا درباره آخرين باري كه بيمار شديد برايم بگوييد؟ ممکن است در مورد آن شرایط توضیح دهید؟ (در ادامه توضیح مصاحبه به این بخش بیشتر خواهیم پرداخت.)

مصاحبه روايي- اپيزوديك نسبت به ديدگاه هاي مصاحبه شوندگان حساس تر است. بنابراين هدف اصلي ما از كاربرد این تکنیک، توجه به روايت هاي پاسخگويان و گردآوري داده ها به شكل كمابيش جامع و ساخت يافته در قالب روايتي از سرگذشت افراد يا موقعيت هاي ويژه اي كه مصاحبه شونده تجربيات خاصي در آن ها داشته، است.

از جمله ديگر مزاياي اين روش كه موجب شد تا آن را به عنوان روشي مناسب براي گردآوري داده در تحقيق حاضر برگزينيم، مي توان به موارد زير اشاره نمود:

در مصاحبه اپيزوديك محقق به دنبال يك روايت كلي نيست، بلكه تلاش مي كند تا چند روايت محدود را به دست آورد. محقق در اين روش سعي مي كند تا در آن واحد از مزاياي مصاحبه روايي و مصاحبه نيمه ساخت يافته استفاده كند. همچنين اين نوع مصاحبه به توانايي مصاحبه شوندگان براي روايت هر تجربه اي در قالب بستر و روند خاص خودش متكي است. در اين جا اپيزودها به منزله ابژه اين دست روايت ها و به منزله رويكردي به تجربيات مربوط به موضوع بررسي، امكان دستيابي به رهيافتي انضمامي تر از روايت سرگذشت زندگي را فراهم مي كنند. در اين روش بر خلاف مصاحبه روايي، پديده هاي پيش پا افتاده و روزمره تحليل مي شوند. همچنین در مصاحبه اپيزوديك دامنه تجربيات به آن بخش هايي كه قابل ارائه در روايت هستند، محدود نمي شود. در اين نوع مصاحبه، مصاحبه گر امكان بيشتري براي هدايت و مداخله در مصاحبه دارد. به اين ترتيب وضعيت مصنوعي و تك بعدي مصاحبه روايي جاي خود را به گفتگويي باز مي دهد كه روايت تنها يكي از انواع داده هاي آن خواهد بود. مصاحبه اپيزوديك به منزله روشي براي گردآوري داده، با تلفيق روايت و پرسش و پاسخ رويكردي چند بعدي را به وجود مي آورد (همان: 207).

در این پژوهش در نهايت داده هايي كه از طريق مصاحبه اپيزوديك به دست آمده است را بر اساس روش كدگذاري مضموني و نظري تحليل كرده ايم.

3-2-4-3- مصاحبه نيمه ساخت یافته

معناي سلامت و بيماري به شيوه هاي متعددي در گروه هاي متفاوت در هر جامعه اي درك، تفسير و تعريف مي شود. طبق رويكرد بازنمايي اجتماعي، اين معاني از تجارب روزمره و تعاملات اجتماعي به وجود مي آيند. در اين پژوهش براي دستيابي به اين معنا، پرسش هاي مربوط به درك، مفهوم سازي و احساس سلامت، عواقب و نتايج بيماري، ويژگي هاي يك شخص سالم، و نشانه هاي سلامت مورد سوال قرار گرفته اند. همچنين سوالات باز در رابطه با معنا، دلايل، عواقب و ويژگي هاي عمومي بيماري براي داشتن دركي از مفهوم بيماري و نه يك بيماري خاص، پرسيده شده است و برای این منظور از مصاحبه هاي نيمه ساخت یافته بهره برده ايم.

در پژوهش حاضر اين روش در كنار مصاحبه اپيزوديك و در تركيب با آن براي گردآوري داده ها مورد استفاده قرار گرفت.

به طور كلي در اين تحقيق سوالات بر تاثير رويدادهاي عيني يا نحوه مواجهه فرد با شرايط فعاليت هايش متمركز است و در نهایت جهت گردآوری اطلاعات مصاحبه نامه ای طراحی شد که در ادامه به شرح آن می پردازیم.

1-3-2-4-3- دسته بندی سئوالات مصاحبه

در این مصاحبه نامه كه جهت بررسي باورها و كنش هاي اجتماعي- فرهنگي زنان مورد مطالعه تدوين و تنظيم شده است، سوالات به چند دسته تقسيم مي شود:

دسته اول: تعاريف

اين دسته از سوالات به تعاريف شخصي فرد مصاحبه شونده مي پردازند، و تعاريف عيني موضوعات تحت مطالعه، و نيز روابط بين مفاهيم به كار رفته توسط مصاحبه شونده را معين مي كنند مورد پرسش قرار گرفته است به اين معنا، در اين بخش پرسش هاي مربوط به درك، مفهوم سازي و احساس سلامت، عواقب و نتايج بيماري، ويژگي هاي يك شخص سالم، و نشانه هاي سلامت طرح شده است. اين دسته از سوالات عبارتند از:

- سلامت براي شما چه معنايي دارد و شما چه برداشتي از آن داريد؟

- وقتي در مورد ناسالم بودن يا بيماري صحبت مي كنيم به ياد چه چيزي مي افتيد؟

- به نظر شما چه چيزهايي با واژه سلامت همراه است؟

- چه تصوري از فرد سالم داريد؟ يك فرد سالم بايد چه ويژگي هايي داشته باشد و چطور رفتار كند و بايد چه توانايي ها و قابليت هايي داشته باشد تا سالم تلقي شود؟

- فرد ناسالم بايد چه ويژگي هايي داشته باشد تا بيمار تلقي شود؟

- فرد سالم و ناسالم چه تفاوتي با هم دارند؟

- چه زماني احساس مي كنيد كه سلامتي شما با مشكل مواجه شده؟

- فكر مي كنيد سلامت چه ارمغاني را مي تواند براي فرد به همراه داشته باشد؟ و در مقابل نا سالمي و بيماري چه نتايجي را مي تواند براي زندگي داشته باشد؟

دسته دوم: خود ارزيابي سلامت

اين دسته از سوالات در ارتباط با ارزيابي شخص از سلامت خود است كه با توجه به تعاريف مصاحبه شونده از سلامت و بيماري صورت مي گيرد؛ به طوري تعاريفي كه مصاحبه شونده از سلامت در سوالات پيشين ارائه كرده مبناي ارزيابي وي از سلامت خود قرار مي گيرد. به اين ترتيب نگرش شخص نسبت به سلامت خود و نيز كاربرد تعاريف و دانش شخصي وي را در ارزيابي سلامت و نگرش او به اين مقوله مورد بررسي قرار مي دهيم:

-         با توجه به اين توضيحات، به طور كلي مي توانيد در مورد وضعيت سلامت خودتان صحبت كنيد؟ شما وضعيت سلامتي خودتان را چطور ارزيابي مي كنيد؟ ممكن است در اين مورد توضيح دهيد.

دسته سوم: باورهاي انتزاعي و عمومي درباره سلامت

در اين بخش از سوالات درباره روابط انتزاعي تر و عمومي تر سوالاتي مطرح شده است. پاسخ هاي اين بخش شبكه معاني مصاحبه شوندگان را در ارتباط با موضوعي مانند سلامت نشان داد. به عبارت ديگر اين مجموعه سوالات مي تواند به ارزيابي اجزاء معناشناختي دانش روزمره بپردازد:

-            به نظر شما چه كسي بايد مسئول سلامت شما باشد؟ و چه كسي توانايي دارد كه اين مسئوليت را بپذيرد؟

-   كسي كه چنين مسئوليتي را بر عهده دارد چطور مي تواند اين كار را انجام دهد؟


دسته چهارم: سبب شناسي بيماري

در اين بخش با طرح سوالاتي در پي شناخت عواملي هستيم كه مصاحبه شونده به عنوان علت و سبب بيماري بر مي شمارد. به اين ترتيب علاوه بر بررسي دانش شخصي مصاحبه شونده نوع تجارب وي را در اين مورد مطالعه مي كنيم:

-      با توجه به تجربيات خودتان چه عواملي مي توانند دلايل بيماري باشند؟

دسته پنجم: منابع اطلاعاتي

سوالي كه در اين بخش مطرح شده است در پي شناخت منابعي مي باشد كه مصاحبه شونده از آن طريق به اطلاعات مربوط به سلامت، بهداشت و بيماري دست مي يابد. هدف از طرح اين سوال در مصاحبه نامه اين است كه دريابيم چه منابعي دانش شخصي مصاحبه شونده را در هر گروه نسبت به حوزه سلامت و بيماري شكل مي دهد؟

-   شما اطلاعات مربوط به بهداشت و سلامت را از كجا به دست مي آوريد؟

-      چقدر با دوستان و آشنايانتان در اين زمينه مشورت مي كنيد؟

-   پزشكان و مراكز درماني كه به آن ها مراجعه مي كنيد، چطور و از كجا شناسايي مي كنيد؟

دسته ششم: تجربه بيماري و كنش هاي فرهنگي اجتماعي

در طي مصاحبه و در اصلي ترين بخش آن درباره سلامت به دفعات از مصاحبه شونده خواسته شد تا وضعيت مواجهه با بيماري را روايت كند. در اين بخش شرايطي در ارتباط با زندگي روزمره واقعي يا در ارتباط با گذشته مصاحبه شونده پرسيده شده است. در خلال اين پرسش ها سعي در بررسي كنش هاي فرهنگي اجتماعي مصاحبه شونده در ارتباط با بيماري و سلامت هستيم:

-   ممكن است لطفا درباره آخرين باري كه بيمار شديد برايم بگوييد؟

-   آخرين باري كه به پزشك مراجعه كرديد كي و به چه دليلي بوده؟

-   چه مدتي بعد از بروز مشكل به پزشك مراجعه كرديد؟

-   زماني كه بيمار مي شويد معمولا چه راه هايي را براي درمان انتخاب مي كنيد؟

-   آيا از طب سنتي براي درمان استفاده مي كنيد؟

دسته هفتم: ارزشيابي سلامت

در اين قسمت چهار جمله جهت بررسي ارزش سلامت براي مصاحبه شونده ارائه مي شود پاسخ دهنده هر جمله را خوانده و سپس موافقت يا عدم موافقت خود را اعلام مي كند. دو جمله از اين جملات به گونه اي تنظيم شده اند كه موافقت با آن ها ارزش بالاي سلامت را نشان مي دهد(جملات 1 و 4)، در حالي كه دو جمله ديگر (جملات 2 و 3)، به گونه اي هستند كه عدم موافقت با آن ها، ارزش بالاي سلامت را نشان مي دهد. بنابراين در اين مقياس، قبل از حساب كردن نمره كل، بايد نمره جملات 2 و 3 معكوس گردد.

- لطفا نظرتان را درباره سوال هاي زير علامت بزنيد:

  • اگر سلامتي نداشته باشيم، هيچ چيز نداريم:
  • چيز هاي زيادي هستند كه من بيشتر از سلامتي به آن ها توجه مي كنم:
  • سلامتي كامل اهميت كمي در زندگي سعادتمندانه دارد:
  • چيزي مهم تر از سلامتي كامل وجود ندارد:

به شدت موافق

موافق

نسبتا موافق

بي تفاوت

نسبتا مخالف

مخالف

به شدت مخالف

7

6

5

4

3

2

1

به شدت موافق

موافق

نسبتا موافق

بي تفاوت

نسبتا مخالف

مخالف

به شدت مخالف

7

6

5

4

3

2

1

به شدت موافق

موافق

نسبتا موافق

بي تفاوت

نسبتا مخالف

مخالف

به شدت مخالف

7

6

5

4

3

2

1

به شدت موافق

موافق

نسبتا موافق

بي تفاوت

نسبتا مخالف

مخالف

به شدت مخالف

7

6

5

4

3

2

1

دسته هشتم: سبك زندگي سلامت

در اين بخش فاكتورهايي كه مورد نظر سازمان بهداشت جهاني (WHO ) در زمينه سبك زندگي سلامت است مورد پرسش واقع شده است كه در ارتباط با تغذيه، ورزش،‌سيگار كشيدن،‌ نوشيدن الكل، مي باشد. لازم به ذكر است كه جامعه آماري مورد مطالعه در هر سه قوميت مسلمان هستند بنابراين نوشيدن الكل را به شكل مصرف خوراكي هاي حرام تغيير داديم. به علاوه گزينه اي با موضوع ميزان خواب در شبانه روز را نيز به دليل اهميت خاصي كه در بحث سلامت دارد به موارد مورد نظر سازمان بهداشت جهاني افزوديم:

- لطفا بفرماييدكدام يكي از اين فعاليت ها را در طول هفته پيش انجام داديد:

* هفت يا هشت ساعت خواب در شبانه روز

* خوردن صبحانه تقريبا هر روز

* چيزي نخوردن در بين غذا ( هرگز يا به ندرت)

* قرار گرفتن در وضعيت تنظيم وزن

* سيگار نكشيدن

* فعاليت جسماني منظم

دسته نهم: سوالات شناسايي

اين بخش از سوالات كه در انتهاي مصاحبه مورد سوال واقع شده است به منظور آشنا شدن با مصاحبه شونده تدوين شده اند:

-                        شما چند سال داريد؟

-                        از چه قوميتي هستيد؟

-                        چند سال است كه در ايران اقامت داريد؟

-                        وضعيت تاهل شما به چه صورت است؟

-                        ميزان تحصيلات شما و همسرتان چقدر ايت؟

-                        شغل شما و همسرتان چيست؟

-                        شما چند فرزند داريد و جنسيت آن ها چيست؟

-                        تحصيلات فرزندانتان چقدر است؟

-                        شغل پدر شما چيست و تحصيلاتشان چقدر است؟

-                        وضعيت محل سكونت شما به چه صورت است؟ شخصي يا استيجاري؟

  


3-4-3- روش تحليل داده ها

در تحقیق حاضر پس از این که مصاحبه ها به طور کامل و دقیق پیاده شد، برای تحلیل داده های آن روش کد گذاری موضوعی را به کار گرفتیم. این روش بر اساس اثر اشتراوس (1987) و برای مطالعات تطبیقی مورد استفاده قرار می گیرد (فلیک، 1388: 341). ساختار موضوعی در این روش، به کار مقایسه موارد و گروه ها می آید؛ به این ترتیب می توان توزیع اجتماعی دیدگاه ها نسبت به موضوع مطالعه را تحلیل و ارزیابی کرد (همان: 344).

در این روش به عنوان اولین مرحله، از هر مورد توصیف کوتاهی تهیه کرده ایم که در آن با توجه به پرسش تحقیق اطلاعاتی مانند قومیت، سن، حرفه، تعداد فرزندان، وضعیت محل سکونت درباره اطلاع رسان ارائه شده است. در ادامه، مطالب اصلی ای را که مصاحبه شونده راجع به موضوع تحقیق عنوان کرده است، خلاصه شده و در پایان تحلیل موردی هر یک از موارد، بخشی از نتایج تحقیق را تشکیل داده اند.

روش کدگذاری موضوعی روابط معناداری را که افراد مورد مطالعه در چارچوب موضوع تحقیق دارند، حفظ می کند؛ بنابراین در این روش تمامی موارد مطالعه موردی می شوند. نتیجه این کار سیستمی از مقوله ها است که برای تحلیل موارد منفرد از آن ها استفاده می شود. برای شرح و بسط این مقولات از کد گذاری باز استفاده می کنیم که در آن بر اساس آنچه فلیک در کتاب "درآمدی بر تحقیق کیفی" آورده است، داده ها و پدیده ها را در قالب مفاهیم درآورده، متن را جمله به جمله کد گذاری می کنیم و سپس این کدها را بر اساس پدیده های کشف شده در داده ها که مستقیما به پرسش تحقیق مربوط می شود، دسته بندی می نماییم و در نهایت مقوله هایی که به این ترتیب به دست آمده، بسط می دهیم.

در نهایت در کدگذاری موضوعی، پس از اولین تحلیل موردی، مقوله ها و حوزه های موضوعی مربوط به موضوع را مجددا کنترل کرده و در نتیجه این عمل یک ساختار موضوعی حاصل می شود که مبنای تحلیل سایر موارد قرار می گیرد تا به این ترتیب امکان مقایسه آن ها با یکدیگر افزایش یابد.

 


[1] .Uwe Flich

[2] . Social Representation

پیگیری سفارشات


لطفا شماره سفارش خود را وارد نمایید